بیرجندم دلم برات یه ذره شده بود
سلام سلام سلام
ما برگشتیــــــــــــــــــــــــــــــــــم خدا رو صد هزار مرتبه شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دختر گلم الان سر صبحه و من با اینکه خیلی خسته ام ولی خوابم نبرد و اومدم به وبلاگت سر بزنم دلم یه ذره شده بود برای وبلاگت
ما ساعت 11 دیشب رسیدیم خونه مادر جون و مادر جون اینا رو ســـــــــــــوپرایز کردیم .... خیلی حال داد
کلا سوپرایز خیلی خوبه!!! .... فقط دیگه از طبس تا بیرجند نمیتونستم تحمل کنم داشتم ذوق مرگ میشدم
خدارو شکر دختر خوبی بودی و اذیت نکردی تو راه الهی مادر به قربونت بره
بابابزرگ اینا هم زاهدانن فعلا ، امروز میان و میریم اونا رو هم سوپرایز میکنیم آخ جووووووووووووووون
خب همین قدر فعلا کافیه ... کمرم درد میکنه ، سرم درد میکنه ، دستم درد میکنه ؛ نمیدونم کجام درد نمیکنه؟!
قربونت برم عسلم
میسپارمت به خدای مهربونم






بیرجندم دلم برات یه ذره شده بود 


